سر و صدا كه زياد ميشه من داد مي زنم ...گريه مي كنم و تو...
خسته ...توي خيابوناي شلوغ با اون ماشين درب و داغون كه حتما فرمونش داره دستت رو مي سوزونه دنبال گرفتاريهايي...
و من مي چسبم به بخاري كه دستم يخ نكنه!
تو مي ري ومي ري و مي ري تــــــــــــــــــا مي رسي جلو خونه قبلي...
يه نگاه به ساختمون مي ندازي و شايدم نمي ندازي
اگه نگاه انداختي شايد دلت مي گيره شايدم نه
اگه دلت گرفت شايد به ما فكر مي كني شايدم نه
اگه فكر كردي حتما دلت واسمون تنگ ميشه
دلت كه تنگ شد حتما دوست داري پيشت باشيم و
شايد دلت مي گيره شايدم نه...اگه دلت گرفت شايد فراموش مي كني شايدم نه!
اگه فراموش كردي شايد دوباره يادت مياد شايدم نه!
اگه دوباره يادت اومد شايد فراموش می كني شايدم نه
اگه فراموش كردي شايد خوشحال ميشي شايدم نه
اگه خوشحال شدي مي پرسي چرا خوشحالم؟ و باز يادت مياد كه فراموش كردي و دلت مي گيره و دوباره فراموش مي كني و ....
موبايلت زنگ مي خوره... چشمت ميوفته به no number زود ماشين رو پارك مي كني تا با خيال راحت جواب بدي...و مثل هميشه با صداي گرمت مي گي: ســــــــــلام...
مي شنوي صداي گريون دخترت رو كه مي گه:
من مي خوام بر گردم بـــــــابــــــــا....:(
و تو دوباره يادت مياد فراموش كرده بودي دلت گرفته!!!