پرم از بوی پرنده
تو پر از بوی توقف
تو مثل سم کشنده
تو دروغی حتی دیو قصه بد نیست مثل تو
کشتن باغچه رو پاییزم بلد نیست مثل تو
تودروغی مثل پهلوونای شهر فرنگ
مثل اسب چوبی که ماروبه هیچ جان نمی برد
مثل آواز خروس قندی که زودی آب می شد
مثل گرگی که کلاه قرمزیه قصه رو خورد
تو دروغی حتی دیو قصه بد نیست مثل تو
کشتن باغچه رو پاییزم بلد نیست مثل تو
شاید دلیل این آشفتگی اون باشه... شاید سد نگاهم شدن و نمی زارن خورشید رو ببینم....
خدایا ستاره های آسمانم را کم فروغ کن شاید لابه لایشان تو را یافتم...
شاید...
بی آنکه فراموش کرده باشم چاله ی زیبای چونه ات را!