تبليغاتX
خداحافظی
حسن ختام
پرم از بوی رسیدن

پرم از بوی پرنده

تو پر از بوی توقف

تو مثل سم کشنده

تو دروغی حتی دیو قصه بد نیست مثل تو

کشتن باغچه رو پاییزم بلد نیست مثل تو

تودروغی مثل پهلوونای شهر فرنگ

مثل اسب چوبی که ماروبه هیچ جان نمی برد

مثل آواز خروس قندی که زودی آب می شد

مثل گرگی که کلاه قرمزیه قصه رو خورد

تو دروغی حتی دیو قصه بد نیست مثل تو

کشتن باغچه رو پاییزم بلد نیست مثل تو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 20:5  توسط جوجو  | 

شاید دلیل اصلی سر در گمی من وجود همون ستاره هایی باشه که با دیدنشون تو آسمون گل از گلم می شکفه و با نگاه کردن به برق قشنگشون یه دنیا خوشحال می شم:)

 

شاید دلیل این آشفتگی اون باشه... شاید سد نگاهم شدن و نمی زارن خورشید رو ببینم....

خدایا ستاره های آسمانم را کم فروغ کن شاید لابه لایشان تو را یافتم...

شاید...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 12:13  توسط جوجو  | 

وحالا سالها از یک ماه پیش می گذرد

بی آنکه فراموش کرده باشم چاله ی زیبای چونه ات را!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 16:46  توسط جوجو  |